بعد از به سلطنت رسيدن آستياگ او به خوشگذراني پرداخت و به دنبال آن طبقات بالاي جامعه كه با خانواده شاهي در ارتباط بودند نيز به خوشگذراني و تجمل پرستي مشغول شده و از رسيدگي به امور كشور غافل شدند.
البته اين تنها دليل انقراض دولت ماد نبود و عوامل ديگري نيز دخالت داشتند از جمله:
اعتقادات مادها كه ريشه در تعاليم زرتشت داشت با خرافات و سحر و جادو مختلط شده بود كه اين بدليل همجواري با ملتهاي غير آريايي بود و چون حكومت بطور جدي از پيشرفت آن جلوگيري نمي كرد،مردم عادي از حكومت روي گردان شدند.
در كنار آن بي توجهي و رسيدگي نكردن به اوضاع كشور و وجود روحيه تجمل پرستي در دربار كه نيازمند مخارج سنگين و بدنبال آن بيشتر شدن مالياتها و سختگيري بر مردم بود موجب شد تا مردم دست از حمايت آنان بردارند.
يكي ديگر از اين عوامل عدم بهره برداري صحيح پادشاهان از ثروت و فرصتها بود.چنانكه ويل دورانت مي نويسد :
«ثروت به اندازه اي ناگهاني به دست آنان افتاد كه فرصت بهره برداري عاقلانه از آنرا نداشتند. مردم طبقات بالاي جامعه اسير مد و زندگي تجملي شده بودند.»
به اين ترتيب بيشتر مردم از اين حكومت ناراضي شده بودند،بطوريكه در موقع سقوط آن كمترين مقاومتي از خود نشان ندادند و حتي به كوروش در براندازي آنها كمك كردند.
بهر حال شاهنشاهي ماد منقرض شد اما آنچه از آنها در تاريخ برجاي مانده اقداماتي است كه آنها انجام دادند.در آن زمان در آسياي غربي برتري با ملتهاي سامي نژاد بود اما مادها براي اولين بارتسلط آنها را بهم زده و يك حكومت آريايي را برقرار كردند.
آنها هجوم سكاها را كه خطري جدي براي ايران بودند دفع كردند و اقوامي را كه در بدويت مي زيستند مطيع خود كرده و در قالب تمدن خود در آوردند.
تمدن مادها
آثار مربوط به تمدن مادها بسيار اندك است و اطلاعات موجود نيز مستقيما از تاريخ خودشان به دست نيامده و بيشتر از تاريخ بابل و آشور به ما رسيده. از آثار كشف شده از تپه سيلك كاشان كه محققان آنرا مربوط به تمدن مادي مي دانند بر مي آيد كه قبر ثروتمندان عبارت بوده از گودالهايي كه روي زمين كنده شده و سپس جسد به همراه وسايلش در آن قرارداده شده و روي آنرا با خاك مي پوشاندند، بطوريكه از سطح زمين بالا مي آمد و روي آن تخته سنگهاي بزرگ يا لوله هايي بزرگ از گل پخته قرار مي دادند و به اين ترتيب روي قبر به شكل شيرواني در مي آمد.
آثار كشف شده نشان مي دهد كه در اين زمان از برنز، مس و آهن استفاده مي شده، سلاحهاي جنگي و زين و برگ اسبها از آهن و برنز و اشياي زينتي از نقره و برنز ساخته مي شدند.در ميان اشياي زينتي زنان گوشواره هاي سفالين و فلزي كه بشكل خوشه ساخته شده اند و در ميان ظروف سفالين بدست آمده قوريهايي با آبريزهايي به شكل منقار پرندگان وجود دارد.
تحقيقات انجام شده و اكتشافات نشان مي دهد كه ساختار شهرها و نقاط مسكوني بصورت قلعه و بوده و همچنين از اطلاعاتي كه از كتيبه هاي آشوري بدست آمده مشخص است كه در سرزمين ماد نقاط مسكوني محكم و دژ مانندي وجود داشته كه بعنوان پناهگاه در مواقع خطر و حمله دشمن از آنها استفاده مي شده.اين دژها معمولا بر روي تپه ها و ارتفاعات ساخته مي شد و اطراف آنرا يك ديوار و گاهي چندين حصار در بر مي گرفت.اين حصارها داراي برجهايي كنگره دار براي تير اندازي بوده، ديوار اصلي و كنگره ها را از سنگ و بدنه حصار را از خشت خام مي ساختند.
از روي ديگر آثار و نقشهاي برجسته بدست آمده نوع پوشش و لباس آنها بخوبي مشخص است.آنطور كه دياكونف در كتاب تاريخ ماد مي نويسد:
« روي نيم تنه كه پيراهني آستين كوتاه و تا زانو بود پوستي افكنده و بر شانه چپ استوار مي ساختند و گاهي هم پوست را از زير كمربند رد مي كردند.مردم ثروتمند پوست يوزپلنگ و مستمندان پوست گوسفند به كار مي بردند. موها را با نوار سرخ مي بستند و ريش را مي زدند. كلاه نمدي بلند يا تاجي كه به زبان يوناني آن را "تيار" مي ناميدند و مخصوص ساكنان ماد بود استفاده مي كردند.»
زنان بدون پوشش سر و صورت يعني با روي و موي باز ظاهر مي شدند و لباسشان تنگ و بلند بود بطوريكه تا زير ساق پا مي رسيد و آستينهاي كوتاه داشت. به اين ترتيب مشخص است كه صنايعي مثل نساجي و بافندگي در آن زمان پيشرفت بسيار خوبي داشته اند.در ساخت پارچه از پشم، كتان و الياف گياهي ديگر استفاده مي كردند.
پيش از وحدت، اقوام مادي به دامداري و كشاورزي مي پرداختند و شغل اصلي آنها شباني بود اما پس از اتحاد تمدن آنها متحول شد.آنها از نحوه استفاده از فلزات،مواد و كانيهاي طبيعي اطلاع داشتند و حتي در هزاره اول پيش از ميلاد با نفت بعنوان يك ماده سوختني و روشنايي آشنايي داشتند و از قير در ساختمانها استفاده مي كردند به همين دليل در زمانهاي دور در اروپا نفت را به نام كاشفان آن "روغن مادي" مي ناميدند.
آثار بدست آمده از مادها
1. نزديك سرپل مابين قصر شيرين و كرمانشاه دخمه اي است كه در سنگ بزرگي كنده شده و به دكان داوود معروف است و در آن تصوير مردي ايستاده و در حال پرستش كه شاخه برسمي در دست دارد حجاري شده است.

2. دخمه اي در صحنه، نزديك كرمانشاه كه علامت "اهورامزدا" در بالاي آن نقش بسته است.
3. دخمه اي در سر پل لرستان معروف به اتاق فرهاد.
4. دخمه بزرگي در نزديكي مياندوآب.
5. دخمه كوچك برجستهاي در ده اسحق آوند نزديك كرمانشاه، كه يك نفر را در حال پرستش نشان ميدهد.
۶. شير سنگي در همدان.
